65
دیلتای و بنیادگذاری علوم انسانی

دیلتای و بنیادگذاری علوم انسانی

سیدحمید طالب زاده۱

مالک شجاعی جشوقانی۲

چکیده

ویلهلم دیلتای (۱۸۳۳-۱۹۱۱)، فیلسوف آلمانی و از بنیانگذاران فلسفه قاره‌ایِ علوم انسانی در غرب، طرح فکری خود را به پیروی از کانت، «نقد عقل تاریخی» دانسته است. این طرح دارای دو بخش سلبی و ایجابی است. در بخش سلبی، دیلتای ضمن اذعان به کانتی بودن پروژه فکری خود و تصدیق تلقّی کانتی از ماهیّت و کارکرد فلسفه به نقّادی معرفت شناسیِ غیرتاریخی، نظریه سوبژکتیویته و مقولات و عدم کارآمدی آن در فلسفه علوم انسانی می‌پردازد. بخش ایجابی اما در دو گام به طرح روان‌شناسی و طرح هرمنوتیکِ حیات تاریخی اجتماعی به عنوان بنیاد فلسفی علوم انسانی می‌پردازد. وی ضمن نقادی پوزیتیویسم و هیستوریسم (تاریخی‌گری) در فلسفه علوم انسانی، «عینیّت» را از پوزیتیویسم و «تاریخمندی» را از هیستوریسم به عنوان نقاط قوت این دو بر می‌گیرد. دیلتای با بهره‌گیری از ایده «روح عینیِ» هگل و قرار دادن آن در بستری تاریخی تجربی فرهنگی، در کنار تبیینی که از رابطه سه‌گانه تجربه‌زیسته، عینیّت‌یافتگی‌ها‌ی حیات و تعابیر حیات ارائه داده، به دفاع فلسفی از عینیّت علوم انسانی می‌پردازد.

وا‍ژگان كلیدی: دیلتای، كانت، اُب‍ژكتیویته، فلسفه علوم انسانی، روح عینی، هرمنوتیك

1.عضو هیئت علمی دانشگاه تهران Email: talebzade@ut.ac.ir

2.دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه تهران Email: malekmind@yahoo.com تاریخ دریافت: ۹/۵/۹۲ تاریخ تأیید: ۲۱/۸/۹۲


دیلتای و بنیادگذاری علوم انسانی
تعداد بازدید : 869
صفحه از 92
پرینت  ارسال به